النا کوچولوی مامان وباباالنا کوچولوی مامان وبابا، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

ژیگولیا مثل من و مامان و بابا

بدون عنوان

1391/1/15 10:34
نویسنده : بیتا
171 بازدید
اشتراک گذاری

سلام النای نازنازی

مامان جان لحظه شماری میکنم تا بیای فقط فقط یک ماه ونیم مونده تا منو وبابایی تورو ببینیم مامانی خیلی روزای بدی رو گذروند

اصلا نفهمیدم عید امسال چه طوری گذشت دخترم خیلی دلم واست تنگه این روزا خیلی تکونات زیاد شده

فکر کنم جات تنگه امسال عید ٥روزه اول که خونه بودیم ولی مامانی حالش خیلی بد بود النا جان حتی یک

لحظه نمیتونم از فکر تو بیرون بیام وقتی تو چشای بابایی نگاه میکنم موجی از امید میبینم همش آرزو میکنم

که کاشکی من جای اون بودم فقط از خدا میخوام به بزرگیش قسمش میدم امید باباتو ناامید نکنه

سه روز هم با عمه اینا وعزیزاینا رفتیم شمال خیلی خوب بود برای من هم تنوع شد هم از اون حالت دیونگی

در اومدم خیلی خیلی دوستشون دارم تو نمیدونی چقدر مهربونن احساس میکنم همشون یه فرشته هایی

هستن که خدا واسه آرامش من گذاشته عزیز جونت واست یه پیرهن خیلی خوشگل خرید عمه مهناز

وعمه مژگان هم یه کفش خیلی خیلی خوشگل خریدن عمه منیر هم که واست یه دنیا عشق ومحبت

داره که با هیچ چیزی قابل قیاس نیست مائده وابوالفضل ومحمد رضا هم دوست دارن تو بیای که زودتر

باهات بازی کنن راستی مهرناز هم واست خیلی دعا کرده من نمیدونم با این همه محبتشون چیکار کنم

راستی از دایی عیسی بگم که این روزا همش سرگرم کنکوره مامانی دایی خیلی دوست داره همش

از رو شکمم بوست میکنه خلاصه که مامان جون خیلی عزیزی واسه همه

مامان سلامتیت رو از خدا میخواد همین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان عسل
15 فروردین 91 11:11
ey jaan mobarakeeee in bozogtarin lotfe khoda be zanhas ke to dele oona behtarin afarideye khodesho parvaresh mide madar shodanetoon mobarak
فاطمه(مامان ریحانه)
17 فروردین 91 1:41
بیتا جون خیلی دل دل کردم تا ازت بپرسم اگه دوست نداری جواب نده باشه گلم مشکل النا چیه؟ من که دعا میکنم سالم سالم به دنیا بیاد